تبليغاتX
شب شیشه ای

ღ☆ஜღ.و عین حرف اول عشق آنجا که نام کوچک من آغاز می شودღ☆ஜღ.

سلام دوستای عزیزم

اول از همه یه معذرت خواهی اساسی از همتون باید بکنم

شرمنده که توی این مدت برام نظر میذاشتید ولی من بی ادبی می کردم و جوابتون نمی دادم

راستش یه مدت مدیدی تو بستر بیماری بودم و تا حد زیادی هم بی حوصله

همین عوامل باعث شد که نتونم بهتون سر بزنم

و از این بابت بازهم اظهار شرمندگی می کنم

و جاداره که از همتون تشکر کنم که با وجود بی مهری من ،من از یاد نبردید

ولی قول میدم که انشالله بازهم به همون قوت قبل بهتون سر بزنم

دعام کنید

بازم شرمنده

ارادتمند همتون

گرچه چون موج مرا شوق ز خود رستن بود

 

موج موج دل من تشنه ی پیوستن بود

 

 

 

یک دم آرام ندیدم دل خود را همه عمر

 

بس که هر لحظه به صد حادثه آبستن بود

 

 

 

خواستم از تو به غیر از تو نخواهم اما

 

خواستنها همه موقوف توانستن بود

 

 

 

کاش از روز ازل هیچ نمی دانستم

 

که هبوط ابدم از پی دانستن بود

 

 

 

چشم تا باز کنم فرصت دیدار گذشت

 

همه ی طول سفر یک چمدان بستن بود

 

 

 

 

 

 

+ تاريخ سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387ساعت 23:10 نويسندهعطیه |