تبليغاتX
شب شیشه ای

ღ☆ஜღ.و عین حرف اول عشق آنجا که نام کوچک من آغاز می شودღ☆ஜღ.

یا مقلب القلوب و الابصار

 

یا مدبر الیل و النهار

 

یا محول الحال و الاحوال

 

حوّل حالنا الی أحسن الحال

نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد

عالم پیر دگرباره جوان خواهد شد

 

ارغوان جام عقیقی به سمن خواهد داد

چشم نرگس به شقایق نگران خواهد شد

 

سلام

سلام

سلام

اول از همه عید همتون مبارک!

صدسال به این سالا ایشالله که.........

خوب حالا ایشاللهه اش و آرزوهای که می خوام براتون بکنم تک تک می گم:

 

اول ازهمه برای کسی که به خاطرش این وبلاگ ویا فراتربرم هدف زندگی ام بنا کردم:

ایشالله که سالی داشته باشی پر از برکت و خوشی هر روزت موفق تر از روز قبل باشی چیزایی که توی رویاتن به واقعیت تبدیل بشن ویکمم از قد بازیات دست برداری..ایشالله وقتی که سال 87 تموم شد سالی که داشتی رو مرور کردی ببینی انقدر سال پر باری برات بوده که انگار خدا نعمت تو اون سال برات تموم کرده

 

حالا برای دوست خوبم جام باده:

ایشالله که توی سال جدید به خواسته ها و رویاهات برسی ایشالله از خوشبخترین افراد دنیا باشی و امیدوارم که من توی این سال جدید برات بهتر از قبل باشم هرچند که بهتر از من تو دنیا وجود نداره

 

مینای ماهم:

ایشالله که توی درسات همیشه موفق و شاگرد اول بشی همهی درساتم با نمره عالی پاس کنی ایشالله امسال سرعقل بیای و بچه ی مردم اذیت نکنی تا ماام یه شام حسابی بخوریم

 

سارای نازم:

ایشالله که دوباره برگردی شهر خودمون تا ما راحت بتونیم ببینیمت ایشالله که امسال سال رسیدن به اهدافت باشه و ایشالله هرجای این کره ی خاکی که نفس می کشی شادترین و خوش ترین دختر دنیا باشی

 

ریحون جیگرم:

ایشالله که امسال عروس شیییییییییییییی!خودم بیام عروسیت بذارم رو سرم ببین چه که نکنم واست جای خواهری که نداشتی با ندا برات پر کنیم ایشالله که سایه ی مامان گلت همیشه بالا سرت باشه ایشالله که دوتایی باهم بریم مکه و ایشالله که خوشبخترین باشی!

 

داداشم(آقایاسر):

ایشالله که امسال کنکور قبول بشی و اسمت جز 100 نفر اول ببینم(می دونم که می تونی!)ایشالله که همیشه بهترین پسر برای پدر و مادرت باشی ایشالله که همیشه شاهد خوشبختیت باشم!

 

آقا مهران(معروف به فراری!)

آقا یکی بگیره این داره از مملکتش فرار می کنه!

ولی گذشته از شوخی ایشالله که مثل زمانی که توی ایران بودید و این همه موفقیت کسب کردید توی خارج از ایرانم خیلی بیش از این حرفا موفقیت کسب کنید و یه روز با دست پر والبته افکاری متفاوت به کشورتون برگردید ایشالله که همیشه خوش و سلامت و موفق باشید

 

برای همه ی دوستانی که به شب شیشه ای من سر می زنن:

ایشالله که همتون موفق ،سلامت،شاد و سرزنده باشید و هیچ وقت فراموش نکنید که یکی اون بالا با تمام وجود هواتون داره و منتظر تا نگاش کنید که براتون سنگ تموم بذاره

 

خب منم راستش اگه خدا بخواد فردا عازم سفرم چند روز بشه یا این که کی برگردم نمی دونم ،رفتنمون با خودمون برگشتنمون باخدا

پس اگر یه وقت ما دیگه نیومدیم حلالمون کنید و ببخشید اگر خواسته یا نا خواسته با اراده یا بی اراده کسی رو رنجوندم!"چون خدا از حق الله می گذره ولی از حق الناس نه!"

به قول مینا:دعام کنید ،دعاتون می کنم!

فدای همتون

هر روزتان نوروز

نوروزتان پیروز

 

 

 

 

 

 

+ تاريخ دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت 0:20 نويسندهعطیه
دردهای من

جامه نیستند

تازتن در آورم

"چامه و چکامه "نیستند

تابه"رشته ی سخن"در آورم

نعره نیستند

تاز"نای جان"برآورم

دردهای من نگفتنی

دردهای من نهفتنی است

 

 

دردهای من

گرچه مثل درد های مردم زمانه نیست

درد مردم زمانه است

مردمی که چین پوستینشان

مردمی که رنگ روی آستینشان

مردمی که نام هایشان

جلد کهنه ی شناسنامه هایشان

درد می کند

من ولی تمام استخوان بودنم

لحظه های ساده ی سرودنم

درد می کند

انحنای روح من

شانه های خسته ی غرور من

تکیه گاه بی پناهی دلم شکسته است

کتف گریه های بی بهانه ام

بازوان حس شاعرانه ام

زخم خورده است

درد های پوستی کجا؟

درد دوستی کجا؟

 

این سماجت عجیب

پافشاری شگفت دردهاست

دردهای آشنا

دردهای بومی غریب

دردهای خانگی

دردهای کهنه ی لجوج

 

اولین قلم

حرف حرف درد را

دردلم نوشته است

دست سرنوشت

خون درد را

باگلم سرشته است

پس چگونه سرتوشت ناگزیر خویش را رها کنم

درد

رنگ و بوی غنچه ی دل است

پس چگونه من

رنگ و بوی غنچه را زبرگ های تو به توی آن جدا کنم؟

دفتر مرا

دست درد می زند ورق

شعر تازه ی مرا

درد گفته است

درد هم شنفته است

پس در این میانه من

از چه حرف می زنم؟

درد  حرف نیست

درد  نام دیگر من است

من چگونه خویش را صدا کنم؟

+ تاريخ یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت 16:9 نويسندهعطیه |